پیشوند در انگلیسی چیست ؟ – به زبان ساده + مثال و تمرین – فرادرس

پیشوند در انگلیسی چیست ؟ – به زبان ساده + مثال و تمرین – فرادرس


رایج‌ترین پیشوند‌های انگلیسی

(The most common prefixes in English)

a- ضِد، فقدان anarchy, atheist, apathy نابسامانی، ناخداباور، بی‌تفاوتی ab- دور از abnormal, absent, abstain غیرعادی، غایب، دوری کردن از after- بعد از، در نتیجه afterlife, aftermath, aftereffect پس‌ از مرگ،‌ عواقب،‌ پیامد all- شامل همه‌چیز، مطلق all-knowing, almighty, all-encompassing عالم مطلق، قادر مطلق، جامع ambi- هر دو ambidextrous, ambiguous, ambivalence قادر به استفاده از هر دو دست، دو پهلو، دو دل بودن anti- ضِد antibody, antibiotics, antiperspirant پادتن، آنتی‌ بیوتیک، ضدتعریق astro- مربوط به ستارگان یا فضا astronomy, astrology, astrophysicist نجوم،‌ طالع‌‌بینی، اختر فیزیکدان auto- خودکار، خود autonomy, autobiography, automatic خودمختاری، خودزندگی‌نامه، خودکار back- عقب، زیر، وارونه backyard, background, backward حیاط‌پشتی، پیش‌زمینه، به‌ عقب bi- دو bicycle, bilateral, bilingual دوچرخه، دوجانبه، دوزبانه bio- زندگی biography, biology, biopsy زندگی‌نامه، زیست، نمونه‌برادری circum- اطراف circumstance, circumvent, circumference شرایط، احاطه کردن، محیط co- / col- / com- / con- / cor- با هم، همراه co-pliot, colleague, connect, community, correlation کمک‌خلبان، همکار، به‌ هم وصل کردن، جامعه، ارتباط متقابل contra- ضِد، مخالف contradict, contrast, contrarian نقض کردن، تضاد، خلاف‌گرا counter- تقابل، تضاد counterattack, counterpart, counterproductive مقابله به مثل کردن، نقطه مقابل، دارای اثر معکوس de- پایین، کم de-escalate, descend, devalue تشنج‌زدایی کردن، کاهش یافتن، کم‌ارزش کردن dis- نفی، نقض disapprove, dislike, dishonor رد کردن، دوست نداشتن، هتک حرمت down- کاهش، حرکت از بالا به پایین downward, downgrade, downsize به سمت پایین، کم‌ارزش کردن، کوچک‌ کردن ex- سابق، گذشته ex-boss, ex-spouse, ex-president رئیس سابق، همسر سابق، رئیس‌جمهور پیشین ex- خارج از exterior, exclude, export بیرونی، خارج کردن، صادر کردن extra- فراتر از چیزی extraordinary, extraterrestrial, extracurricular فوق‌العاده، فرازمینی، فوق‌ برنامه fore- قبل، پیش foresee, forefront, forearm پیش‌بینی کردن، خط مقدم، بازو geo- زمین geography, geology, geochemistry جغرافیا، زمین‌شناسی، زمین‌شیمی hetero- متفاوت، دیگر heteroclite, heterogeneous, heterodox ناهنجار، ناهمگون، دگراندیش hind- پشت، عقب hindmost, hindsight, hinder عقب‌ترین، واپس‌نگری، عقب‌ انداختن homo- همانند، شبیه homogeneous, homocentric, homophone یکنواخت، هم‌مرکز، هم‌آوا hydro- وابسته به آب hydroelectric, hydrotheraphy, hydrometer آبی-برقی، آب‌درمانی، آب‌سنج il- / im- / in- / ir- فاقد، متضاد illegal, impossible, inanimate, irreversible غیرقانونی، غیرممکن، بی‌جان، غیر قابل بازگشت in- درون include, insert, inject شامل شدن، وارد کردن، تزریق کردن inter- بین international, internet, interact بین‌المللی، شبکه جهانی رایانه‌ای، تعامل داشتن intra- درون، داخلی intrapersonal, intracontinental, intracellular درون‌فردی، درون‌قاره‌ای، درون‌سلولی mal- بد، نادرست malfunction, malnourished, malevolent سوء عملکرد، سوءتغذیه، بدخیم mega- / megalo- بزرگ، اَبرَ megalomaniac, megaphon, megalodon خودبزرگ‌بین، بلندگو، نوعی کوسه بزرگ micro- کوچک، ریز microscope, microchip, microorganism ریزبین، ریزتراشه، ریزجاندار mid- بین، وسط midnight, midterm, midsection نیمه‌شب، میان‌ترم، قطعه میانی mini- کوچک، کمتر minimum, minivan, minimize کمترین، ون کوچک، به‌ حداقل رساندن mono- تک، یک monochrome, monogamy, monosyllabic تک‌رنگ، تک‌همسری، تک‌هجایی multi- چند multiple, multitask, multinational چندبرابر، چندکاره، چندملیتی neo- جدید neologism, neonatal, neoliberal نوواژه، مربوط به دوره نوزادی، آزاداندیشی نوین non- نبود، فقدان non-negotiable, nonstop, nonsense بحث‌ناپذیر، بی‌وقفه، بی‌معنی off- دور از، بدون پیروی از off-topic, offside, offbeat خارج از موضوع، خارج از دروازه (فوتبال)، خلاف عُرف omni- دربرگیرنده، مطلق omnipotent, omniscient, omnivore قادر مطلق، عالم مطلق، همه‌چیز‌خوار on- در شرف یا نزدیکی ongoing, onlooker, onset مدام، ناظر، پیدایش out- خارج از، فراتر از outperform, outcast, outlaw بهتر از کسی یا چیزی عمل کردن، رانده‌شده، یاغی over- بیش‌ازحد، فراتر overreaction, overload, overeat واکنش افراطی، بارِ اضافی، زیادی خوردن pan- شامل همه pandemic, panorama, panacea همه‌گیری، چشم‌انداز کامل، درمان همه دردها para- کنار، فراتر parallel, paragraph, paranormal موازی، بند، فراطبیعی peri- مجاور perimeter, periscope, peripheral محیط، پیرابین، پیرامونی photo- مرتبط با نور photography, photosynthesis, photocopy عکاسی، فتوسنتز، رونوشت الکترونیکی poly- چند polygon, polygamy, polytheism چندضلعی، چندهمسری، چندخدایی post- بعد از postpone, postwar, postscript به بعد موکول کردن، پسا جنگ، ضمیمه pre- پیش از prepare, predict, prefix آماده کردن، پیش‌بینی کردن، پیشوند pro- طرفداری، موافقت pro-war, pro-democracy, prounion طرفدار جنگ، طرفدار دموکراسی، طرفدار اتحادیه pro- به سمت جلو propulsion, progress, proceed پیشرانی، پیشرفت، ادامه دادن re- دوباره repeat, recycle, redo تکرار کردن، بازیافت کردن، دوباره انجام دادن self- خود conscious, self-assured, self-study خودآگاه، مطمئن از خود، خودآموزی semi- نیمه، شبیه semiliquid, semicircle, semiannual نیمه‌مایع، نیم‌دایره، نیم‌ساله sub-  زیر submarine, suboptimal, subtitle زیردریایی، کمتر از حد مطلوب، زیرنویس syn- / sym- هماهنگی synchronize, symmetry, synonym هماهنگ کردن، قرینگی، هم‌معنی tele- از دور telephone, television, telecommute تلفن، تلویزیون، دورکاری trans- در تلاقی، فراتر transcontinental, transform, transgender فراقاره‌ای، درگرگون کردن، تراجنسیتی tri- سه trident, triangle, trilogy عصا سه‌دندانه، مثلث، سه‌گانه un- نبود، فقدان unimportant, unrest, uneventful بی‌اهمیت، ناآرامی، بی‌حادثه under- زیر، کم undercover, underwear, underestimate پنهانی، لباس زیر، دست کم گرفتن uni- واحد uniform, unite, unicorn لباس فرم، متحد شدن، تک‌شاخ up- بالاتر، upgrade, upright, update ارتقا دادن، ایستاده، به‌روزرسانی کردن -with دور شدن از، مقاومت با withdrawal, withhold, withstand روگردانی، خودداری کردن، تحمل کردن